RSS 2.0

                      

وبلاگ برگ
دوشنبه
۱۵ شهریور ۱۳۸۹

زندگی

سه‌شنبه
۷ مهر ۱۳۸۸
نوشته شده توسط فریاد
بدون نظر
روزی مرد میانسالی که کنار استخر ایستاده بود، زندگی خود رابه خطر انداخت تا جوانی را که درآب افتاده بود و دست‌وپا می‌زد، نجات دهد…
جوان هنگامی که حالش جا آمد، نفس عمیقی کشید و گفت: "دستتون درد نکنه که زندگیمو نجات دادید." مرد نگاهی به چشم‌های او انداخت و گفت: "قابلی نداره جوون! فقط توی زندگی ثابت کن که زندگیت ارزش نجات یافتن داشت…"

نظرها




نظر: (لطفاً فینگیلیش ننویسید!)




copyright

نقشه‌ی سایت

برگ
bargweb.net - faryad@bargweb.net 2007 - 2008
برگ وبسایت شخصی فریاد.