RSS 2.0

                      

وبلاگ برگ
دوشنبه
۱۵ شهریور ۱۳۸۹

عشق یعنی…

جمعه
۲۷ دی ۱۳۸۷
نوشته شده توسط فریاد
نظرها: ۹ نظر
  • عشق یعنی…
    کلید خونه تو دستت هست ولی زنگ می‌زنی که اون درو برات باز کنه.

  • عشق یعنی…
    کلافگی از اس‌ام‌اس‌های هر دو دقیقه یه باری که می‌گن خوبی؟

  • عشق یعنی…
    وقتی می‌خوای برسونیش، رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پرترافیک‌ هست تا از همون مسیر بری.

  • عشق یعنی…
    برای هر کسی می خوای اس‌ام‌اس بزنی اشتباهی برای اون می‌فرستی

  • عشق یعنی…
    این که بعد از ۱۸ سال زندگی مشترک هنوز وقتی زنگ درو می‌زنه صدای قدم‌هاشو تو پله‌ها بشمری و قلبت با هر قدمی که نزدیک می‌شه تپشش بیشتر شه… مثل روزای اول پشت در قایم شی تا بیاد و تو رو در آغوش بگیره اونم در حالی که دو تا بچه‌هات هم به تقلید تو منتظرن تا نوبتشون بشه تا روح تشنه‌شون از بوسه‌های لبریز عشقش سیراب شه… عشق یعنی هنوزم نگاهش همون تازگی روز اولو داشته باشه… عشق یعنی هنوزم وقتی تلفن می‌زنه با شنیدن صداش قلبت بلرزه و یواشکی بگی دلم برات یه ذره شده… عشق یعنی تارهای سفید رو شقیقه‌هاش که هر کدوم خاطره‌ی یه روز با هم بودنو زنده می‌کنه…

    love is...
  • عشق یعنی …
    وقتی می‌دونی موندنت بی‌فایده است، اما یک بار دیگه یک فرصت دیگه به چشم‌های پرخواهش همسرت می‌دی.
    باز می‌مونی و زندگی رو سر می‌گیری.

  • عشق یعنی…
    ۵ ماه نتونی پول‌هاتو جمع کنی که برای خودت یه چیزی بخری، ولی هر دفعه که باهاش بری بیرون سعی کنی تا اون جایی که جیبت جواب می‌ده، بهتون خوش بگذره.

  • عشق یعنی…
    وقتی در حسرت هم‌آغوشی هستی و او خسته‌تر از آن که حتی به بوسه‌ای تو را بنوازد، همچنان با نگاه سرشار از عشق خوابش را تماشا کنی و حسرتت را با اشک بشویی.

  • عشق یعنی…
    بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک وقتی خدا ازت گرفتش هر پنجشنبه بری دو ساعت براش حرف بزنی و خاکشو ببوسی. جمعه صبحم بری با دف آهنگایی رو که دوست داشت با تموم وجود بخونی!

  • عشق یعنی…
    گاهی وقتها که واقعا هیچ حرفی برای گفتن نداری اس‌ام‌اس خالی می فرستی تا بفهمه به یادش هستی.

  • عشق یعنی…
    اینکه وقتی داره بهت دروغ می‌گه و تو می‌دونی! خودتو گول بزنی فقط بخاطر اینکه نمی‌خوای تنهات بذاره!

  • عشق یعنی…
    وقتی خونه نیست و دلت هواشو کرده بری و پیرهنشو که با عجله در آورده و پرت کرده رو تخت بچسبونی به صورتت و بوش کنی تا سینه‌ت پر بشه از عطر تنش…


منبع: ۱، ۲


نظرها
  1. نظر کوهیار:

    سلام با سفرنامه به روزم .

  2. نظر فریاد:

    یلدا خانوم شاید احساسات این شکلی کمیاب باشن ولی قطعاْ وجود دارن.
    در مورد این چند پاراگراف هم بابد بدونید که همشون رو خودم دیدم یا در جریانش بودم و تخلیات زیبای ذهن یه آدم نیست.

  3. نظر YALDA:

    اقا فریاد به نظرتون همچین عشقایی هم وجود داره ما که ندیدیم یعنی شما دیدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ این حرفا فقط زیبایی تخیلی داره .

  4. نظر آرش:

    ببخشيد اين من اضافه مي کنم البته ببخشيد يه کم بي ادبي هستش
    عشق يعني زندگي را باختن
    چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن

  5. نظر پیمانه:

    سلام . این عشق هایی که گفتید خیلی زیبا هستند و متاسفانه خیلی نادر ... گاهی توی پیچ و خم های زندگی یادمان می رود زمانی عاشق بودیم

  6. نظر پرنسس کوچولو:

    سلام دوست عزیز
    خوبید ؟؟
    واقعا از حضورتون مسرور شدم
    وب سایت شما هم بسیار زیبا است مخصوصا این مطلبتون به دلم نشست
    ممنون از لطفی که داشتید
    در پناه حق سالم و شاد باشید

  7. نظر کوهیار:

    سلام وب سایت زیبایی دارید . نمیدانم چرا اینقدر اسم فریاد زیلد شده . فکر کنم تا حالا ده تا وبلاگ ووبسایت توی هفته گذشته بنام فریاد دیدم . سر فرصت مطالبتان را خواهم خواند. موفق باشید.

  8. نظر مسعود:

    عالیه واقعا عالیه

  9. نظر سپیده:

    زیباست!!!





نظر: (لطفاً فینگیلیش ننویسید!)




copyright

نقشه‌ی سایت

برگ
bargweb.net - faryad@bargweb.net 2007 - 2008
برگ وبسایت شخصی فریاد.